+ فاطمه(س) ... الگوي تمام عيار
گلزار جليل مصطفي (ص) فاطمه بود / شادي علي مرتضي فاطمه بود .......
ا نوار رسالت از حسن بود و حسين / سوگند که الطاف خدا فاطمه بود .........
سلام بر کوثر بي کران حق و مدافع حريم ولايت . سلام بر مظهر صفا و مهر و پاکي و صداقت .
فاطمه جان ! بر تو سلام مي فرستم ؛
بر تو که ام ابيهاي پدر بودي و عالمه ي همه ي عصر ها . به راستي با هيچ قلمي وصف تو را نتوان نوشت .
اي سرور زنان دو عالم ! مي دانم اگر ماه ها و سال ها در وصف وجود نازنينت بنگارم و در شرح مظلوميتت
اشک ها جاري سازم ، باز هم همانند قطره اي است در مقابل دريا و خوب مي دانم با تو سخن گفتن شايستگي مي خواهد ،
اما تو خود گفته اي که شيعيان را شفاعت
مي کني و مي دانم که مانند همسر و پدر مهربانت ، هميشه در حق ديگران دعا مي کردي ، پس ما را هم از دعاي خيرت محروم نگردان .
مي خواهم از نمازت بنويسم ؛ همان نمازي که با قلبي آکنده از ايمان و سرشار از عشق به خداوند سبحان به جا مي آوردي. با عبادتي عارفانه ، چنان به معراج مي رفتي که گويي روح عزيز و مطهرت از اين دنيا ي فاني پرواز نموده .
آري ! بي بي جان ! شما با نماز اين گونه بوديد و نماز و عبادت ما در مقابل شما هيچ است .
در وصف نماز عارفانه ات رسول اکرم (ص) فرموده است :
ايمان به خدا در اعماق دل و باطن روح فاطمه آن چنان نفوذ کرده و گسترش يافته است که براي عبادت خدا،
خود را از همه چيز فارغ مي سازد.
و امام صادق (ع) مي فرمايد : آنگاه که فاطمه به معراج نماز مي رفت ، نورش براي اهل آسمان مي درخشيد ؛
همچون اختراني که بر چهره ي اهل زمين نورافشاني مي کنند .

زهرا جان ! مهري که بر روي سجاده مي گذاريم ، يادگار توست که از خاک مزار حمزه(ع)
مهري ساخته و پيشاني مبارکت را بر روي آن مي نهادي ، تا نهايت خضوع و خشوع را در مقابل پروردگارت نمايان سازي ،
و تسبيح پايان هر نماز را به عشق تو اي مهر مطهر و اي فرزند عزيز پيامبر! بر زبان جاري ميسازيم ،
زيرا اين تسبيح را نخستين بار پيامبر (ص) به شما هديه فرمودند و ما به نام مبارک شما تسبيح حضرت زهرا (س) مي ناميم .
تو همان دختر نبوت و همسر ولايت هستي که شب هاي جمعه را در محراب عبادت مي ايستادي و تمام شب را در هاله اي از نور به نماز و نيايش مي پرداختي و سپس براي همه ي مردان و زنان مومن دعا مي کردي ،
ولي از خود هيچ نمي گفتي و براي خود هيچ نمي خواستي و خوب مي دانم که فدک را هم براي نيازمندان و فقرا
مي خواستي ، نه براي خود . آري ؛ تو در نماز و عبادت اين گونه بودي ، و لي ما چگونه ايم ؟!
عبادت هاي ناقص و عجولانه داريم و غرق در امور دنيوي گشته ايم و شايد بسياري از ما غير از خود و خود خواهي هاي خود ،
هيچ چيز و هيچ کس را نمي بينيم .
زهراي فاطمه ! آيا باز هم از نمازت بنويسم ؟
که هر چه بيشتر بيشتر مي نگارم ، شرمگين تر مي شوم ؛ از پاهاي ورم کرده ات که ساعت ها در محراب عبادت مي ايستادي و نيايش مي کردي و از ترس خود به خود مي لرزيدي ؛ چنان که رسول (ص) فرمودند : وقتي فاطمه در محراب و در مقابل پروردگار مي ايستد ، خداوند به ملائکه اش مي فرمايد : اي ملائکه ي من ! بنگريد به کنيز من فاطمه ، سيده ي کنيزانم که در مقابل من به عبادت ايستاده ؛ به طوري که بدنش از ترس مقام من مي لرزد و با تمام وجود و قلبش به عبادتم و اطاعتم رو آورده است .
شما فرشتگانم را شاهد مي گيرم که شعيان فاطمه (س) را از آتش جهنم ايمن گردانيدم.
سلام خدا و فرشتگان در گاهش بر تو و خاندان پاکت باد که در دنيا و آخرت ، پيروان خود را همراهي مي کنيد .
با کمال صراحت و اطمينان مي گويم که مي توان از هر بعد شخصيت والايت ، کتاب ها نوشت ، ولي سودمند تر آن است که از وجود گرامي و ارزشمندتان الگو بگيريم .
قسم به روح بلندت و جسم مجروحت و سوگند به مظلوميت تو ،راهت را که همانا دفاع از حق و ياري رساندن به مستضعفان و ستمديدگان و تربيت اسلامي فرزندان است ،
ادامه خواهيم داد و به عنوان يک مسلمان ، نخواهيم لواي حق به زمين گذاشته شود .
از درگاه خداي متعال نيز عزمي استوار ، ايماني قوي و ضميري پاک مي طلبم تا بتوانيم نمونه اي از يک زن مسلمان واقعي را به زنان جهان معرفي نماييم .
از درگاه خداي متعال نيز مي خواهيم در ظهور پسر فاطمه تعجيل بفرمايد .
انشاءالله ....
به قلمه: سيد محمد
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ