واژه غريبي که خيلي از ماها فکر مي کنيم با اون آشنا هستيم، اما نيستيم. اصلا عشق، علاقه، دوست داشتن چي هست؟
ما قبول کرديم که ميان عشق و دوست داشتن تفاوت هايي است چون :
« عشق در لحظه پديد مي ايد، دوست داشتن در امتداد زمان، اين اساس ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است.»
اما اگه ما آدم ها مي گيم عاشق شديم يا باور کرديم که معني عشق و فهميديم چرا هر کدوممون يه جور از اون دم
مي زينيم:
_ عشق و تنها عشق، مرا به وسعت اندوه زندگي ها برد.
_ آزاد آزادم چون عشق درگير من است.
_عشق صداي فاصله هاست، صداي فاصله هايي که غرق ابهامند.
_ دچار يعني عشق.
_ ما فقط رنج کشيديم از عشق.
آيا عشقي که ما ادعا مي کينم فهميديم واقعا همين رنج، دچار، فاصله، آزادي، اندوه و . . . است.
مي بيني هر کي با اين عشق داره يجور زندگي مي کنه، اما کي مي دونه عشق واقعي رو کجا مي شه پيدا کرد؛
رو زمين ميون ما آدم هايي که خودمون بهتر از هر کس ديگه از حال خودمون خبر داريم يا تو آسمون ها،
پيش اون خدايي که تنهايي خودت و با اون قسمت مي کني چون اونکه ذره ذره وجودت رو از خاک بي جان جان داده ،
اون خدايي که باران عشق خودش و بر سر من و تو مي باره تا که ما رو مست بوي خداييش کنه،
اون خدايي که فانوس دل هاي تاريک ما مي شه، خدايي که با يک نگاه مرداب وجود ما رو به جريان مي اندازه ،
همون خدايي که از کوچيکي تا به الان هميشه و هر کجا همراهت بوده و تنهات نذاشته يا به قول خودمون رفيق نيمه راه نشده آره همون خدايي که هر چقد از عشق و محبتش بگم بازهم کم گفتم.
حالا عشق واقعي کجاست؟ عاشق واقعي کيه؟
خدايا اگر تو اين دنيا يه روزي باشه که تو اون روز قرار باشه عشاق بهم هديه بدن من اون هديه رو به تو ميدم واون چيزي نيست جزء يک گل رز پرپر لابه لاي حرفاي آسموني تو و بوسه ايي که من بر آن ميزنم، چون کتاب آسمانيت بهترين هديه تو به ما بوده و هست.
دوست دارم بدونم تو دوست خوب من ،تو چه کسي و لايق هديه دادن مي دوني؟
به قلمه: سيد محمد
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ