+ يا مقلب القلوب و الابصار .../
نمي دونم از کجا شروع کنم ..../
اما بالاخره بايد شروع کنم . به نظرتون ميشه يه توصيف قشنگ از نوروز کرد ؟!
از اون سفره ي هف سينش . از اون قشنگي هاي دور هم نشستنش . يا از اون رنگارنگي چيدنش .../
امسال مي خوام اين شيريني رو حس کنم .../
امسال مي خوام خودم رو از توي آينه ي تو سفره دوباره ببينم .../
امسال مي خوام آروم آروم دستم و روي سبزه ها بکشم و آهي از ته دل بکشم .../
امسال مي خوام بلند بلند فرياد بزنم ... يا مقلب القلوب و الابصار ... يا مدبر اليل و النهار .../
امسال مي خوام يه صفحه از قرآن رو باز کنم و براي بابام ، مامانم ، داداشم و ... دعا کنم .../
امسال مي خوام با محبت شروع کنم .../
امسال مي خوام با عشق شروع کنم .../
امسال مي خوام نگاهي پر معنا به تنگ ماهي داشته باشم .../
امسال مي خوام دور تا دور سفره رو پر کنم از شقايق هاي سرخ .../
سال تحويل ميشه .../
مادر بزرگ دستاش رو بالا مي بره .../
همه ساکت ميشن .../
.
.
.
.
يا مقلب القلوب والابصار ... يا مدبر اليل و النهار ... يا محول الحول والاحوال ... حول حالنا الي احسن الحال ...
.
.
.
و ما زمزمه کرديم ...
به قلمه: سيد محمد
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ