.جهان قرآن مصور است .و آیه ها در آن به جای آنکه بنشینند ایستاده اند. درخت یک مفهوم است . جنگل و خاک و ابر . خورشید و ماه و گیاه .با چشم های عاشق بیا. تا جهان را تلاوت کنیم بخوان ! - آرزوي وصــــــال

+ بخوان ! ...

جمعه 16 فروردين 1387 ساعت 1:17 صبح

 


هميشه صداهايي در طبيعت و رازهايي در آسمان هست که همه کس نه تواند آن را بخواند نه آن را بشنود ...


صدايي که از عالم بالا ،‏ از آن سوي ستارگان ، صاف تر از قطره ي شبنم و نازک تر از وزش نسيم صبح به شکل وحي و به طرز الهام بلند است .


براي شنيدنش گوش د دلي مي خواهد که مانند ديگر ها نباشد ...


و محمد به دنبال اين صدا بود ...


هميشه به اين کوه بي صدا مي آمد تا آن صدا را بشنود .


تنهايي محمد ،‏شب ها و روز ها اسرار انگيز بود .


اين کوه دگر روحي تازه پيدا کرده بود و آن روحش محمد بود ....


گاهي بر فراز آن کوه قدم بر مي داشت و گام هاي پهن بر ميداشت ...


وقتي بر روي سنگ هاي داغ مي نشست ، نه گرما ، نه سرما و نه حرارت و بخار مکه را ،‏که گاهي به غلظت يک دود بر آسمان آن مانند پرده ي چرک تاب مي افتاد ،‏هيچ کدام اينها را احساس نمي کرد .


ساعت هاي پياپي يکجا و بي حرکت مي ايستاد گويي که فقط جسدش در آنجاست ...


                     


در آن حال روحش کجا بود ؟


وقتي وجودش را در آنجا احساس مي کرد ،‏ حرکت نفسش به قدري آهسته مي شد که پنداري تنفس نمي کند ...


وقتي احساس صعود مي کند ،‏ ديگر جسمش هست و روحش به پرواز در آمده .


حرکت نفسش به قدري تند مي شد که مي خواست قلبش را مانند قطعات کوه آتشفشان از جا بکند و بيرون اندازد ... به آن طرف آسمان ها...


غار حرا چه بود ؟


 براي همه کوهي بود مانند کوههاي ديگر ...


ولي براي محمد چه بود ؟


مرکز تخيلات و تفکرات آسماني ... منبع الهامات غيبي ... الهاماتي که انسان عادي از عشق و موسيقي ميگيرد و او از سرچشمه اي مي گرفت که ابديت نام داشت  ...


ستارگان در آسمان مي درخشيدند . ماه نور ملايمي را همه جا پخش مي کرد . در بالاي کوه و اطراف غار کسي نبود جز او ....


آن قدر آنجا ماند تا روحش از تفکراتش سيراب شد ...


و شد آنچه شد ...                           


به قلمه: سيد محمد

بفرما تو [ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[25/5/1387- 4:41 ع] آرزو ...
[12/5/1387- 1:29 ص] يک به جا مانده (1)
[14/3/1387- 3:38 ع] باغبان ... !
[آرشيو شده ها]


یا علی